درد عشق

عشق مثل کشیدن دو سر یک کِش میمونه

که ۲ نفر دارن میکشنش

اگه یکی‌ ولش کنه ...

دردش واسه کسی‌ میمونه که هنوز اونو سفت نگاه داشته.....!


پ ن : گاه شمار جدایی : روز پنجاه و ششم

سوز عشق ...

فکر کردن به تو ،
کار شب و روز من شده ،
بس که حالم گرفته است ،
چشمانم غرق در اشکهایم شده ….
تو کار خودت را کردی ،
دلم را شکستی و رفتی ….
انگار دیگر روزی نمانده برای زندگی ،
انگار دیگر دنیای من بن بست شده ،
راهی ندارم برای فرار از غمهایم…
این هم جرم من بود
از اینکه برایت مثل دیگران نبودم،
کسی بودم که عاشقانه تو را دوست داشت ،
دلی داشتم که واقعا هوای تو را داشت ….
حالا تو نیستی و من جا مانده ام ،
تو رفته ای و من بدون تو تنها مانده ام ،
تو نیستی و من اینجا سردرگم و بی قرار مانده ام….
اگر از تنهایی بمیرم هم دلم را با هیچکس آشنا نمیکنم….
تنها غم رفتنت را در قلبم گذاشتی….