تو با من چه کرده ای که از یادم نمی‌روی؟

تو با من چه کرده ای که از یادم نمی‌روی؟!


پ ن  : گاه شمار جدایی : روز دوازدهم

اثبات عشق

حوایِ خوبم ، چیدن یک سیب که هیچ !!!

من پشت ردت ، تو دل آتیش می رم ...


پ ن  : به خدا واسه اثبات عشقم حاظرم حتی از آتیش هم بگذرم ...

پ ن  2: گاه شمار جدایی : روز یازدهم

پ ن 3 : به خدا یه حالی شدم این روزا که حتی یه لحظه کوتاه هم که بخوابم فقط خواب تو رو میبینم!! فک کنم تا دق نکنم حالم بهتر نمیشه و فقط روز به روز داغون تر میشم ....

دریغ مدار از من زندگی را ...

کاری پیش نمیرود
وقتی که تو نیـــستی

هـــنوز معـــطل مانــده ست
مجنونـــی که بــی لیلی ست  
****************************************
باور نکـــن
بی بودن  تــو

زنـــدگی برقـــرار اســتــــ
نفســــهای اجبـــاریستـــــ

اخــــرین فرصــتــــ
 بـــه امـــید دیــــدار دوبــاره  استـــــ ....
***************************************
 
 نه مــمکن نیستـــ
هجـــرت از دل ِ تـــو
تا دل غریبـــی دیـــگر
از بهار دســــت تو
به زمستـــان ِ ســــردی دیگر
نــه
هـــجرت مـــمکن نیست
من همینــــجا مانـــدنی ام....
********************************
 گنــــجایش دل
دیگر نیــست
اینهمه دلتــــنگی و تنــــهایی
چو کبــــوتری
در آرزوی پــــرواز
میـــزند خـــودرا
به در و دیـــوار تـــن
شاید که بیابـــد راهی
بسِـــوی ِ رهـــایی ....
*******************************
طـــعم تـــلخ روزهــــایم را
تو بیـــــا
با شــــراب چــــشمانت
شـــیرین کن ....

************************


دیــــدار تو کـــه
بسـادگی میسر نمیشود
دل من از سمت تو ،
لحظه ای جــــــــدا نمیشود
پیچیده طناب عشق
بر گردنم مــــــدام
لا اقل ســــایه ات ،
از ســـــرم
دریغ مــــــــدار
زنــــدگی بی حضـــــور تو
لبــــریز عشــــــــق نمیشود
آســـــــمان دل دگــــر

رنـــــگ آبـــــی نمـــــیشود ....


 ارسالی از رویال

پ ن  : گاه شمار جدایی : روز دهم

آنگاه که عشق تاریخ را میسازد.

بیستون را عشق کند

و شهرتش فرهاد برد . 

داستان عشق عجیب و غریب یک مرد و زن چینی، اخیرا رسانه‌ای شده است و توجه زیادی به خود جلب کرده  بیش از پنجاه سال پیش، «لیو» که یک جوان ۱۹ ساله بود  عاشق یک زن ۲۹ ساله بیوه به نام «ژو» شد در آن زمان عشق یک مرد جوان به یک زن مسن‌تر غیراخلاقی بود و پسندیده نبود

برای جلوگیری از شایعات این زوج تصمیم گرفتند  فرار کنند و درغاری در استان ژیانگ‌جین زندگی کنند

در اول زندگی مشترک آنها بی‌چیز بودند، نه دسترسی به برق داشتند و نه غذایی  طوری که مجبور بودند از گیاهان و ریشه درختان تعذیه کنند و روشنایی خود را با یک چراغ نفتی تأمین کنند در دومین سال زندگی مشترک، «لیو»، کار خارق‌العاده‌ای را شروع کرد، او با دست خالی شروع به کندن پلکان‌هایی در دل کوه کرد، تا همسرش بتواند به آسانی از کوه پایین بیاید، او این کار را پنجاه سال ادامه داد

نیم قرن بعد در سال ۲۰۰۱، گروهی از مکتشفین، در کمال تعجب  این زوج پیر را همراه شش هزار پله کنده شده با دست پیدا کردند
 

هفته پیش «لیو» در ۷۲ سالگی در کنار همسرش فوت کرد «ژو» روزهای زیادی در کنار تابوت همسرش سوگوار بود

دولت چین تصمیم گرفته که «پلکان عشق» و محل زندگی این زوج را حفظ کند و آن را تبدیل به یک موزه کند

پ ن : به خدا عاطفه حاظرم بیشتر از اینا رو هم واست انجام بدم تو فقط بگو ...

پ ن 2 : خونه خیلی زیاد دارن گیر میدن بهم که چرا این طوری شدی؟!! و واقعا فکر میکنن مریض شدم!! و هیچ جورم دست بردار نیستن!! نمیدونم چیکارشون کنم؟!!!

قلبم یک خط در میان می زند….

روزي اگر نبودم ،

تنها آرزوي ساده ام اين است که

زير لب بگويي:

يادش بخير

**********************************

 بلندترین شاخه ی درخت ،

یک واژه را می فهمد ،

و آن هم "تنهایی" ست

*********************************

ای کاش تنها یک نفر هم در این دنیا مرا یاری کند ،

ای کاش می توانستم با کسی درد دل کنم

تا بگویم که ،

من دیگر خسته تر از آنم که زندگی کنم تا ابد غم شبهایم را ،

تا بفهمد درد تن خسته و بیمارم را ،

قانون دنیا "تنهایی" من است و

"تنهایی" من قانون عشق است و

عشق ارمغان دلدادگیست و

این سرنوشت سادگیست

منتظر خداحافظى من نباش

من هر که را به خدا سپردم دیگر پس نیاورد…!

****************************************

قلبم یک خط در میان می زند….

زود نیست؟

دست هر پیر زنی را گرفتم…

گفته…”پیر شی مادر”…


مطالب ارسالی از tarane melody


پ ن  : گاه شمار جدایی : روز نهم

آرزوهـــای مـن

خنده های تـــو

آرزوهـــای مـن انـد

بخــند

تا برآورده شوند ...


پ ن  : گاه شمار جدایی : روز هشتم

این همه بی مهریات تو رو از یادم نبرد ..

میگن ساده نباش ، دوستت نداره

میگن دست تو دست غریبه ها میزاره


بهم میگن که تو منو بازیچه کردی

میگن یه روزی ، میری و بر نمیگردی


نمیدونن عشق منی ، غرورمو نمیشکنی

آسمونم زمین بیاد ، بدون فقط مال منی


بگو تو هم دوستم داری ؟ بگو؟ مرحم رو زخمام میذاری؟

نزار از دوریت بمیرم ،  نگو که تنهام میزاری


بگو که سردی باهمه ؟ بگو دوستم داری یه عالمه ؟

نزار بگم بازیچتم ، بذار بگم دوستم داری


نزار که عشق من و تو ، رنگ جدایی بگیره

نمیذارم یه بی وفا ، عشقمو از من بگیره


بزار اینو بگم به تو دوستت دارم نرو

نگو برو تو رو نمیخوام به روم خط بکش


عزیزم ، دستمو تنها نذار گلم

بزار که فریاد بزنم ، میخوام بگم دوستت دارم


حرفام تموم شد دیگه چیزی ندارم بگم

اگه منو نمیخوای باشه از پیشت میرم


اما بدون باز میام ، سراغتو میگیرم

تنهام گذاشتی ولی ، بازم برات میمیرم


کاش بدونی بی کسی ، چی به روز من آورد

این همه بی مهریات تو رو از یادم نبرد


میرم ولی خوب بدون ، واست تنگ میشه دلم

با چشم گریون میگم  ، خدا نگهدار گلم

دعا واسه کنکور

سلام

امروز اگه اشتباه نکنم داداش عاطفه (داود) کنکور داره!! از همه میخوام واسش دعا کنن ایشالله خوب کنکور بده ...


پ ن : میبینی هیچی یادم نمیره!!!

پ ن 2: دیشب هم خوابتو دیدم! انقد دوس داشتم که فقط بشینم و نگات کنم که دلم نمیخواست اصلا بیدار شم!!!

پ ن 3 : گاه شمار جدایی : روز هفتم